|
این دنیا پر سختی و درده آدماشم عجیب و غریبه تو این دنیایی که عجیب و غریبه یکی دل ما رو شکونده و رفته اون اصلا کاری نداشت به دل ما خدا میدونه بوده دنبال چه کارا بهش گفتم دوسش دارم بهم گفت فراموشش کنم بهش گفتم میمیرم برات بهم گفت اینا نمیشه کار برات شاید یکی دل اونو شکونده اونم دل ما رو شکونده فقط خدا میدونه که تو... تو دل اون بوده چه خبرا دلم میخواد ببینمش صورتشو ببموسمش وای که چه ماهی بود واسه خودش ادمی بود محل به هیچ کی نمیذاشت پوزشم که خیلی بالا بود بهم میگفت آخر کار ما جداست میدونم این خوابا همش هواست اون آدمی بود واسه خودش اون کسی بود واسه خودش ما رو که ادم نمیدونست هم قد خودش نمیدونست اینم بودش یه شعر از من حرف دل این قلب من... + نوشته شده در جمعه نهم مرداد 1388 17:54 توسط رژاواشما |
کاش الان آغوش گرمت...سر پناهه خستگیم بود... دو تا چشمات پر اندوه...واسه دل شکستگیم بود... واسه چی خدا نخواسته من تو آغوش تو باشم؟؟؟!!! قول میدم با داشتن تو هیچ غمی نداشته باشم... تمام هستیه قلبم تو دو حرف خلاصه میشه... + نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388 11:11 توسط رژاواشما |
اینا همش من و تو ایم مگه نه + نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 11:26 توسط رژاواشما |
روز اول گل سرخي برام اوردي گفتي براي هميشه دوستت دارم روز دوم گل زردي برايم اوردي گفتي دوستت ندارم روز سوم گل سفيدي برايم اوردي و سر قبرم گذاشتي و گفتي منو ببخش فقط يه شوخي بود حواست باشه رضا جون چون قبل از مرگم مینویسم قاتلم تویی گفت: امروز برو فردا بيا گفتم: امروز برم فردا بميرم چه كنم گفت: يك بوسه دهم باز ترا زنده كنم ![]() بگذار چشمانم بسمت تو باشد بگذار ارتعاش زمزمه هایت مرا بیدار سازند بگذار عاشقت شوم عاشقت بمانم تا ابد........... جون جونی حالیته
+ نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388 20:20 توسط رژاواشما |
بوســــه جان ماوجان آن چشماي تو بوسه ميخواهم ازآن لبهاي تو بوسه ميخواهم كه باشم تاسحر غرق درافكار و در رؤياي تو ------- بوسه اي همچون شراب آتشين تاكه مست افتم به زيرپاي تو ------- خوب ميدانم اميـــد زندگي نيست درعالم كسي همتاي تو ------- چشم زاغي بندة درگاه توست غمزه داردنرگس شهــلاي تو ------- گرمرا رنجاندي ازخود مي شوم اي بت سيمين بدن شيـداي تو ------- بازميگويم مرا ده بوسه اي تاكه باشم مونس شبهاي تو ------- بوسه باران ميكنم روي تورا من فـداي آن رخ زيباي تو بوسه يعني وصل شيرين دولب + بوسه يعني خلسه دراعماق شب بوسه يعني عشق وآواز و سرود + بوسه را تكرار مي با يد نمود بوسه يعني لذت از دل دا دگي + لذت از شب , لذت ديوا نگي بوسه سر فصل كتاب عاشقي است + بوسه رمز وارد دلها شدن طعم شيرين عسل ازبوسه است + پاسخ هربوسه يك بوسه است بوسه يعني وصل جانها از دولب + بوسه يعني پر زدن بر بام شب بوسه يعني مستي ازمشروب عشق+بوسه يعني حس طعم خوب عشق + نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388 17:11 توسط رژاواشما |
ای عشق اول و آخر من عاشقانه دوستت دارم میخواهم چشمم را به چشمهای عاشقت بدوزم و با تمام وجودم بگم دوستت دارم میخواهم گرمای آرامش بخش آغوشت را حس کنم میخواهم با یکی شدن لبهایمان به ساحل آرامش برسم ای بهترینم قلبم را آشیانه تو میکنم برای همیشه من دنیا را در چشمان تو دیدم تو تنهاترین آرامش منی عزیزم ستاره را مهمان قلب مهربان تو میکنم تو فصل بهار را تو قلب من آوردی ای عشق من تو تک ترین فصل زیبای منی من به تو دل بستم فقط تو رو می پرستم با تو شبم مهتابی است تاقچه خانه دل من همیشه از گلهای عشق تو پر است عزیزم در عمق قلبم آتشی است قلبم لبریز از عشق تو است بدان تو را + نوشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388 15:46 توسط رژاواشما |
آسمون به دریا گفت این بالا خیلی خوبه، همه جا رو میشه دید. دریا گفت این پایین از اون بالا هم بهتره، چون فقط تو رو میشه دید.. تقدیم به آسمون قلبم.. چگونه ازپرواز برایت بگویم وقتی اسمان مشتاق پرگشودنم نیست چگونه برایت شعربسرایم وقتی که کلمات ذهنم رابه یغمابرده اند چگونه ازعشق برایت بگویم وقتی که عاشقی رابه جز درقصه ها نمی توان دید چگونه بگویم دوستت دارم وقتی لحظه هاپر از دروغ وریاست واژه ها برایم غریب است نمی دانم چه بگویم نمی دانم. . . .
کی دوست داره؟ هیچ کس
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388 21:20 توسط رژاواشما |
اجازه هست عشق تورو تو کوچه ها داد بزنم ؟ رو پشت بوم خونه ها اسمتو فریاد بزنم؟ اجازه هست مردم شهر قصه مارو بدونن؟ اسم منو عشق تورو توی کتابا بخونن؟ اجازه هست که قلبمو برات چراغونش کنم؟ پیش نگاه عاشقت چشمامو قربونیش کنم؟ اجازه می دی تا ابد سر بزارم رو شونه هات؟ روزی هزارو صد دفعه بگم که می میرم برات؟ اجازه می دی که بگم حرف عاشقانه هام تویی؟ دلیل زنده بودنم درد ترانه هام تویی؟ اجازه دارم به همه بگم که تو مال منی ستارها اینو میگه که تو اقبال منی اجازه هست جار بزنم بگم چه قدر دوست دارم؟
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم خرداد 1388 6:37 توسط رژاواشما |
به تموم عا شقا ... پر وا نه هاي سو خته بال پيام مي دم اگه مي خواين بال منم مثل بالتون كباب نشه دعا كنيد اين خسته دل از انتظار رها بشه هر روز صبحم به قاصدك نجواي عاشقي رو ياد مي دم كه هر جا هست براي مهربونم شعر دلتنگي رو بخونه. دلتنگم دلتنگم دلتنگم دلتنگ تمام لحظه های .... دلتنگ تمام ... دلتنگ صدایت ... دلتنگ کلامت ... دلتنگ چشمانت، آری دلتنگ چشمانت... دلتنگ چشمانی که نگاهم کند... دلتنگ چشمانت که زل بزند در چشمانم... دلتنگ چشمانت چشمانی که نتوانست در چشمانم نگاه کند... دلتنگ چشمانت که فریاد می زند مرا... دلتنگ چشمانت که حرف می زند با من... دلتنگ چشمانت ... ... + نوشته شده در شنبه شانزدهم خرداد 1388 6:46 توسط رژاواشما |
دوستت دارم چون تنهاترین مصراع شعر منی دوستت دارم چون تنهاترین فکر تنهایی منی دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی دوستت دارم چون زیباترین رویای خواب منی دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی + نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388 20:0 توسط رژاواشما |
اگه بگم قول می دم تا همیشه باهات باشم... اگه بگم که حاضرم فدای اون چشات بشم... اگه بگم تو آسمون عشق من فقط تویی... اگه بگم بهونه ی هر نفسم تنها تویی... اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت می کنم... اگه بگم زندگیمو بذر بهارت می کنم... اگه بگم ماه منی٬ هر نفس راه منی... اگه بگم بال منی٬ لحظه ی پرواز منی... میشی برام خاطره ی قشنگ لحظه ی وصال... میشی برام باغبون میوه های تشنه و کال... میشی برام ماه شبای بی سحر... میشی برام ستاره ی راه سفر... ولی بدون هر جا باشی یا نباشی... مال منی.... + نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد 1388 17:12 توسط رژاواشما |
شبیه باد پاییزی،پس از تو قسمت بادم خداحافظ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم خداحافظ، و این یعنی در اندوه تومیمیرم در این تنهایی مطلق که می بندد به زنجیرم و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد و برق نا امیدی بر سرم یکریز می بارد چگونه بگذرم از عشق،از دلبستگی هایم! چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم! خداحافظ، تو ای همپای شبهای غزل خوانی خداحافظ، به پایان آمد این دیدار پنهانی خداحافظ،بدون تو گمان کردی که می مانم خداحافظ،بدون من یقین دارم که می مانی!!! + نوشته شده در جمعه هشتم خرداد 1388 12:56 توسط رژاواشما |
شعری که جوشید از دلم اینبار باشد مال تو. احساس شیرین دلی ، تبدار باشد مال تو.
از من بریدی بی سبب، من هم گذشتم از دلم .
پاینده باشی سهم این ، ایثار باشد مال تو.
باشد برو بی اعتنا ، تنها رهایم کن ولی ،
قلبی که مانده پشت این ، دیوار باشد مال تو.
چیزی ندارم من دگر، جز یک رمق جان در بدن .
حتی همین این یک رمق، صدبار باشد مال تو.
جز شعر چیز دیگری ، در چنته ام پیدا نشد.
قابل ندارد این غزل ، بردار باشد مال تو.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 21:2 توسط رژاواشما |
دل دنبال تو بود همش فقط یاد تو بود
یاد تو اونو زنده کرد؛ رفتند اونو دیونه کرد
یادت میاد دلم می گفت جون دیگه قابل نداره
قربون اون چشات بشم
عشق رو تو اون چشات دیدم
من شاگرد تو بودم؛ چشات شدند معلمم
درس عشق بهم دادی یهو شدی همنفسم
همنفس ترانه هام فقط تویی؛تو دلبرم
دلبر ناز و خوشکلم چطور بگم دوست دارم
آخه دلم بسته به تو بدجوری شد هلاک تو
غصه من دوری توست عادت دل دیدنتوست
تو که نباشی دل دیگه دیونه میشه
کار میده دست خودش یهو ویرونه می شه
*************************************************** عزیز من کجایی تو دلم خونه دلم خون
صدایت می کنم ای گل بیا خونه بیا خونه
بیا تا غم بمیره دل شود شاد
دلم از غصه و غم گردد آزاد
بیادل طاقت دوری نداره
داره می میره و دلبر نداره
دارن در میزنن؛دل در تب و تاب
دلم پر می زند سوی در آنگاه
که شاید سوی در آنگاه تو باشی
بسه دیگه بیا بی تو می میرم
همه اوج خوشیم آن خاطرات است
همه مهرو وفات در دیده هام است
*************************************************** رویای با تو بودن این دل رو شکستن
تا کی باید تموم بشه این دوری از هم
باور بکن دوست دارم دوریت رو طاقت ندارم
می خوام بشینی کنارم سر روی شونت بزارم
آخه تو مقدسی مثل معبد می مونی
دوست دارم خیلی زیاد مثل فرشته می مونی
برای دیدنت میام هر جای دنیا که باشی
************************************************************** نکنه دور از تو باشم نکنه عشقم نباشی
نکنه با من نباشی نکنه تنهام بزاری بریو با کس دیگه همدم و همسایه باشی
دیگه اشکم طاقت ریزش نداره آخه قلبم طاقت دوری نداره دلم در انتظاره تا که برگردی ز پیشم با تو بودن شده رویام می دونم بی تو می میرم ********************************************************
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 6:36 توسط رژاواشما |
همه مردم تمايز بين رنگهاي گرم (قرمز، زرد، نارنجي) و رنگهاي سرد (آبي، سبز، بنفش) را مي شناسند. رنگهاي گرم تحريك كننده و سبب فعاليت و جنب و جوش و مولد حركت و شادي هستند. در حالي كه رنگهاي سرد، برعكس موجب حالتهاي انفعالي، سكون، بي حركتي و تلقين كننده غم و اندوه هستند. افرادي كه نسبت به رنگهاي گرم واكنش نشان مي دهند، بسيار انعطاف پذير در اجتماع و زود جوش هستند و با جديت هدف خود را دنبال مي كنند و افرادي كه رنگهاي سرد را مي طلبند نسبت به دنياي خارج بي اهميت و تغييرات را بسيار سخت مي پذيرند و داراي روحي سرد هستند. رنگ زرد: افرادي كه اين رنگ را بيشتر دوست دارند يا باهوش و يا بي استعداد و عقب مانده هستند. رنگ آبي: افرادي كه اين رنگ را بيشتر دوست دارند محافظه كار هستند اين افراد معمولا انسانهاي موفقي بوده و ارتباط درستي برقرار كرده و افرادي دوست داشتني و سرشار از عشق و محبت و صبر هستند. رنگ سبز: افرادي كه اين رنگ را بيشتر دوست دارند رفتاري ساده دارند و شهروندان خوبي هستند. رنگ قرمز: رنگي گرم و زنده و پرنيرو است. افرادي كه اين رنگ را بيشتر دوست دارند خوشحال هستند و زندگي را شيرين مي دانند. رنگ صورتي: افرادي كه معمولا مشكلي را پشت سر گذاشته اند و به دنبال آرامش هستند اين رنگ را دوست دارند. رنگ نارنجي: رنگ اجتماعي و شاد است. افرادي كه اين رنگ را دوست دارند زود جوش هستند و تنهايي را دوست ندارند. رنگ سفيد: رنگي ضعيف، بي احساس و بي تحرك است و نشانه مشكل رواني. رنگ قهوه اي: افرادي كهاعتماد و زيرك هستن اين رنگ را دوست دارند، محكم، قابل اعتماد. ************************** ********* براي لاغر شدن ، از بشقاب و روميزي آبي رنگ استفاده كنيد. رنگ آبي اشتها را كم ميكند ****************************** ************************************************ + نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 18:50 توسط رژاواشما |
عاشقانه هایم را برایت نگه داشته ام هنوز هر چه هم که فرار کنی و انکار. همه ی اینها را گفتم که بگویم دلم برات تنگ شده میدانی؟ بوی نوبهار آید، از نسیم آغوشت **** عطر غنچه می ریزد، از لبان خاموشت تا از آن لب نوشین، آب زندگی خوردم **** عمر جاودان دارم، در بهشت آغوشت گر دل خزان دیده، چون شکوفه خندان شد **** صبح نوبهاری را، دیده در بنا گوشت با نگاه سر دادم، بانگ آرزوها را **** تا برون کشم حرفی، از نگاه خاموشت برق اشک گرمم را، در سپیده دم دارد **** گوهری که می تابد، چون ستاره در گوشت پرتو نگاهت را، در ستاره ها بینم **** نیستی جدا از من، تا کنم فراموشت نیست باکم از پیری، تا به بوسه می گیرم **** مستی جوانی را، از لب قدح نوشت تا شبی به گلزارت، چون نسیم غلتیدم **** صد چمن گل و نسرین، چیدم از بر و دوشت خوابگاه آغوشت، عطر یاسمن دارد **** در بهار جاویدم، از نسیم آغوشت + نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388 15:53 توسط رژاواشما |
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388 21:9 توسط رژاواشما |
|
| |||||